بچه ها تو زندگی دقت کنین چون یه اشتباه......................
دقت کن!
مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمدو گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟ او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديداما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كردو از سمت ديگري عبور كرد
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا بروتا به بهشت بروي.مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
........................................................
آیا هر عشقی اجازه ورود به دل ما را دارد؟
دلی که مزرعه تمام پاکی هاست با یک آسمان آبی
شاعر چه زیبا گفته:
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم ![]()
بچه ها خودمم خسته شدم الان میخوام چند تا جک بگم بخنیدم بابا خیلی وقته جک ننوشتم فکر کنم دل شما ها هم تنگ شده مگه نه ؟؟؟؟؟؟![]()
اتوبوس ایستاد و زن چاقی به زحمت داخل شد بطوریکه مدتی وقت صرف این کار شد . یک مرد ریزه که از طول کشیدن مدتی که زن صرف سوار شدن کرده بود ناراحت بود با صدای نسبتا بلندی گفت: چه خوب بود که در اتوبوس ها کرایه مسافران را از روی وزنشون میگرفتن . زن چاق با شنیدن این حرف جواب داد : در این صورت تو هرگز موفق نمیشدی سوار اتوبوس بشی چونکه اتوبوس هیچوقت برای سوار کردن یه آدم فسقلی توقف نمیکرد .
پسر کوچیکی پیش مامانش میره و میگه : مامان مرد بدبختی تو گوچه فریاد میزنه ۲ تومان به من میدی برم بهش بدم . مامانه که تحت تاثیر خوش قلبی پسرش قرار میگیره با خوشحالی میگه : البته پسرم ولی میتونی به من بگی این مرد بدبخت چه فریادی میزنه ؟ پسره جواب میده : بله مامان اون فریاد میزنه و میگه بستنی لیوانی دونه ای ۲ تومان .




