عاشقی هم بد دردی شده تو این روزگار ما میگی نه بخون
عاشقي
از پير مردي پرسيدم : رمز موفقيت در چيست؟
گفت : در عاشق ورزيدن
پرسيدم : مي توانم بپرسم عاشق چه چيز و يا چه كسي بودي؟
گفت:نمي توانم بطورشفاف حرف بزنم وتوهم سعي كن خط قرمزرا ردنكني
گفتم : غير شفاف حرف بزن و من هم پشت خط قرمز مي مانم
گفت : اولين عشق من مادر خدا بيآمرزم بودبعد عاشق توپ فوتبالم شدم
آنوقت ها توي كوچه و خيابانمان توپ مي زدم روزي پاسبان محله مان بما
گير داد و توپ مان را گرفت و سوراخ كرد بعدها وقتي بزرگ شدم با گل و
بلبل آشنا گشتم ، عاشق دختر همسايه شدم برادرش فهميد و آنقدركتكم
زد كه براي مدتي عشق را فراموش كردم وقتي بزرگ شدم، ازدواج كردم و
عاشق مادر زنم شدم از روزيكه آن خدا بيآمرز هم عمرش را به شما داد، به
سعدي و مولوي و فردوسي بند دادم
پرسيدم : عشق را چگونه مي بيني ؟
گفت : عشق مثل درد زايمان است، مي گيرد و ول مي كند.
....................................
یکی از خدا پرسید چرا اون بالا تنهای
خدا گفت: از وقتی شماهارو آفریدم بخاطر حل گرفتاریهای شماهنوزنتونستم بخودم فکرکنم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۴/۰۶/۲۴ ساعت توسط ت.ک
|