سلام به همه دوستای گل خودمون

من ترانه هستم میخوام یه داستان جالب ولی واقعی رو براتون تعریف کنم :

                اول با نام خدا آغاز میکنم و بعد میرم سر اصل مطلب

حدودا یه سال پیش در چنین روزی من با یکی از آشنایان توی اینترنت قرار گذاشتیم که وبی راه بندازیم که اصل موضوع اون جوک باشه و مطالب جالب و خواندنی اولش سر اسم مشکل داشتیم چون نمیدونستیم چه اسمی بذاریم بعد از یه هفته که بالاخره موفق شدیم یه اسم مناسب که عنوانش جیغ بود رو برای وب بذاریم وای نمیدونین من چه ذوقی داشتم اخه بار اولم بود شروع میکردم به وب نویسی خوشبختانه تا حالاشم موفق بودم آره خلاصه داشتم میگفتم این وب بالاخره را افتاد و ما شروع کردیم البته این رو بگم که از اواسطش دیگه شریک وب من به دلایل خاصی نتونست به نوشتن ادامه بده و رفت و من خودم تنها شدم البته تنهایی باعث نشد من کم بیارم و نتونم به وب نویسیم ادامه بدم بلکه ارادم بیشتر شد که کمتر نشد حالا بعد از اون زمانی که شروع کردم تنها مینوشتم تا حالا که داداشیم اومده و داره کمکم میکنه خیلی خوشحالم

         من میخوام از تمامی بچه هایی که تو این مدت همراهیم

                                        کردن تشکر کنم

از نیکا آبجی گلم که همیشه با ماست ومارو تنها نمی زاره و عشق منه  

از سنجاقک (داداش داوود) که همیشه با نظراتش یه خنده رو لب من میذاشت

 ازمجتبی عزیز(گیتار شکسته)  که همیشه اگر هم خودش آپ نمیکنه باز به منم سر میزنه

از مژگان عزیزم که خیلی دوسش دارم  و از شیمای گل که مثل خواهرم میمونه

و از دایی که قبلانا بود و یه مدت رفت و بازم اومد

ووووووووووووو..................خیلی از عزیزینم که نتونستم به دلیل زیاد شدن مطلب اسمشون رو جا بدم وگرنه شما دوستانم همیشه منو شرمنده خودتون میکنین البته من شدیم ما یعنی ما دوتا

دیگه بقیه میدون رو میدم دست داداشیه گلم خودش میدونه

  با سلام به همه عزیزان. خوب منم خوشحالم که امروز جیغ ۱ساله میشه قربونش برم منم به نوبه خودم به آبجی عزیزم سالروز تولد وبلاگش رو تبریک میگم و آرزوی موفقیت براش میکنم امیدوارم که بتونه سالیان سال به کار وبلاگ نویسیش ادامه بده و موفق باشه.حالا هی میگیم امروز جیغ یه ساله میشه منظورمون روز جمعه هست84\12\19

منم همین جا میگم که تولدت مبارک جیغscream

 

 

به سلامتيه گاو ...

به سلامتيه گاو چون که نگفت من گفت ما،
به سلامتی کرم خاکی نه به خاطره کرمش به خاطره خاکی بودنش،
به سلامتی ديوار که هر مرد و نامردی بهش تکيه ميکنه،
به سلامتی مورچه که تا حالا هيچ کس اشکشو نديده،
به سلامتی خيار نه به خاطره خ اش بلکه به خاطره يارش،
به سلامتی شلغم نه به خاطره شلش به خاطره غمش.
به سلامتيه هر چی نا مرده که اگر نامرد نباشه مردا شناخته نميشن.
به سلامتيه کلاغ نه به خاطره سياهيش بلکه به خاطره يه رنگيش.
به سلامتيه سگ نه به خاطره پارسش بلکه به خاطره وفاش

زمانی که گلدان شکست............
پدر گفت:حيف بود
مادر گفت:عمرش کوتاه بود
برادر گفت:زيبا بود
خواهرم گفت:مال من بود
ولی زمانی که قلب من شکست هيچ کس حتی آخ هم نگفت