برگی از یک نوشته
يه روز چندتا جوون جمع مي شن ! ماشين باباهه رو دو در مي کنن مي گن بزنيم بريم شمال !
سوار ماشين مي شن پسره استارد مي زنه رفيق مي گه :
بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اينجا !
بزن بريم عشق و داد و بيداد بزن بريم از اينجا !
همينطوري داشتن مي رفتن يکي از بچه ها عقب ناراحت نشسته بود يکي از بچه ها بهش مي گه : چته ؟ ناراحتي چرا ؟ مي گه : بابا منو برداشتين اوردين اونجا نامزد داشتنم ، دوستش داشتم عاشقش بودم :
دوباره عشق دوباره گوشه گيرم
همينو بس دوباره سر بزيرم
نميشه پنهون بشم دست دلم رو شده
بد رفيقش بر مي گرده مي گه اي بابا عشق کدومه :
تو اين دنياي ديوونه کسي عاشق نمي مونه
ببين ساختن چه قدر سخته ولي ويروني آســــونــــه !
همين جور داشتن مي رفتن يه دفه تصادف مي کنن
يارو راننده پياده مي شه خيلي عصباني مي گه :
ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه
ديوونه شو ديوونه !
ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه
ديوونه شو ديوونه ديوونه ديوونه !!!
بعد دعواشون مي شه زنگ مي زنند پليس مياد
پليسه به بچه ها مي گه : بابا شما مقصرين حالا دارين دعوا هم مي کنيد ...
بچه ها مي گن بابا ما که کاري نکرديم
پليسه بر مي گرده مي گه :
شهر و به هم ريختي ديگه چـي مي خواي !
خلاصه بچه ها پشيمون مي شن مي گن بياين بر گرديم اين کارا آخر عاقبت نداره ...
يکي از بچه ها مي گه من اصلا زنگ مي زنم خونه رديفش مي کنم !
زنگ مي زنه خونه مادرش گوشي رو بر مي داره مي گه : بفرماييد
پسره مي گه :
مــــنو ببـــــــخش منــــــو ببـــــــخش
مــــنو ببـــــــخش
مي خوام که با تو باشم نمي تونم جدا شم !
بعد مادرش مي گه : اين چه حرفيه پسرم ؟ :
تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي
تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي ...
سوار ماشين مي شن پسره استارد مي زنه رفيق مي گه :
بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اينجا !
بزن بريم عشق و داد و بيداد بزن بريم از اينجا !
همينطوري داشتن مي رفتن يکي از بچه ها عقب ناراحت نشسته بود يکي از بچه ها بهش مي گه : چته ؟ ناراحتي چرا ؟ مي گه : بابا منو برداشتين اوردين اونجا نامزد داشتنم ، دوستش داشتم عاشقش بودم :
دوباره عشق دوباره گوشه گيرم
همينو بس دوباره سر بزيرم
نميشه پنهون بشم دست دلم رو شده
بد رفيقش بر مي گرده مي گه اي بابا عشق کدومه :
تو اين دنياي ديوونه کسي عاشق نمي مونه
ببين ساختن چه قدر سخته ولي ويروني آســــونــــه !
همين جور داشتن مي رفتن يه دفه تصادف مي کنن
يارو راننده پياده مي شه خيلي عصباني مي گه :
ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه
ديوونه شو ديوونه !
ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه
ديوونه شو ديوونه ديوونه ديوونه !!!
بعد دعواشون مي شه زنگ مي زنند پليس مياد
پليسه به بچه ها مي گه : بابا شما مقصرين حالا دارين دعوا هم مي کنيد ...
بچه ها مي گن بابا ما که کاري نکرديم
پليسه بر مي گرده مي گه :
شهر و به هم ريختي ديگه چـي مي خواي !
خلاصه بچه ها پشيمون مي شن مي گن بياين بر گرديم اين کارا آخر عاقبت نداره ...
يکي از بچه ها مي گه من اصلا زنگ مي زنم خونه رديفش مي کنم !
زنگ مي زنه خونه مادرش گوشي رو بر مي داره مي گه : بفرماييد
پسره مي گه :
مــــنو ببـــــــخش منــــــو ببـــــــخش
مــــنو ببـــــــخش
مي خوام که با تو باشم نمي تونم جدا شم !
بعد مادرش مي گه : اين چه حرفيه پسرم ؟ :
تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي
تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي ...
بهانه های پسرانه با معنای واقعي آنها
تو برای من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي
فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي
من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي
من الان تو موقعيت بدی از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي
من دوست دختر دارم ! يعني : خيلي زشتي
تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني : خيلي زشتي
من الان توجهم به کارمه ! يعني خيلي زشتي
من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني خيلي زشتي
بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتناکي زشتي
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۵/۰۲/۰۵ ساعت توسط ت.ک
|
