چرا آقایون زودتر از خانم ها میمیرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند
اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند.

 ..............................................................                                 Image hosting by TinyPic   

يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يك 100 دلاري آغاز كرد او از 200 نفر شركت كننده در سمينار پرسيد :كي اين اسكناس 100 دلاري رو دوست داره ؟دست ها شروع به بالا رفتن كرد.اوگفت مي خواهم اين 100 دلاري رو به يكي از شما بدم.اما اول بذارين يه كاري بكنم . سپس شروع به مچاله نمودن اسكناس كرد. پس دوباره پرسيد:كسي هست كه هنوز اين اسكناس رو بخواهد ؟ باز دست ها بالا رفت .او اينگونه ادامه داد:خب؛اگر من اينكار را با اسكناس بكنم چي ؟ وبعد اسكناس رو به زمين انداخت و با كفش خود شروع به ماليدن آن به كف اتاق كرد.سپس آنرا كه كثيف ومچاله بود برداشت وباز گفت : هنوز كسي هست كه اين 100 دلاري رو بخواهد؟ اما هنوز دست ها در هوا بود.سخنران گفت :دوستان من ؛همگي شما يك درس با ارزش فرا گرفتيد ؛شما بي توجه به اينكه من چه بلايي سر اين اسكناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن كم نشده بود وهنوز 100 دلار مي ارزيد.
خيلي از اوقات در زندگيمون ما بوسيله تصميم هايي كه مي گيريم و وقايعي كه واسه مون پيش مياد ؛پرتاب؛مچاله وبه زمين ماليده مي شيم . دراين جور مواقع احساس مي كنيم كه ارزش خود را از دست داده ايم اما مهم نيست كه چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد؛به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمي دهيد:تميز يا كثيف ؛مچاله يا صاف ؛باز هم شما از نظر اونايي كه دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادي دارين . ارزش زندگي ما با كارهايي كه انجام مي دهيم وافرادي كه مي شناسيم تعيين نمي گرددبلكه بر اساس اون چيزي كه هستيم تععين مي شه
.