جوک
وحالا چنتا جوک.....حالشو ببرید
یه روز ترکه با یه دختر اسراییلی ادواج میکنه...شب روی تشک حاضر نمیشه.........
یه روز ترکه با دوست دخترش رفته بودن پارک....یهو دختره برمیگرده به ترکه یگه : بیا بریم پشت اون درخته از اون کارای بد بکنیم!!!!!!!! ترکه میگه: آی گفتی....منم یک ساعته شاش دارم روم نمیشد بگم....
........................................................................
يه بار به بامشاد ميگن بي وفا رو بخون .بامشاد هي نازميكنه وميگه يادم نيست.بعد بهش گل ميدن ميگه:گل اومد بي وفايي يادم اومد..
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۴/۰۲/۱۷ ساعت توسط ت.ک
|