جوک و بازم جوک
.....................................................................................
يه جاهل رفت مهموني, توي مهموني وقتي داشت با يه دختر خوشگل مي رقصيد از دختر پرسيد:
خانم شما چرا اينقدر دهنت بو ميده؟
دختر جواب داد: امروز دندانسازي بودم و توي دهنم پل گذاشته.
جاهل ميگه: خب بگو ديگه, حتما" يكي رفته زير پل خرابکاري کرده ؟؟!!! 
.........................................................................................
يه روز از يه معتاده ميپرسند : آقا ساعت چنده ؟ طرف که حسابي خمار بوده ، ميگه :
ياژده ، ياژده و نيم ، دواژده ........
.......................................................................................
ترياكي به انتظار تاكسي ايستاده بود و مي گفت:
تاكشي, تاكشي... تاكسي پنج متر جلوتر ايستاد. ترياكي داد زد:
ده لامشب اونجا مقشدم بود
.............................................................................................................
يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.
......................................................................................
يه بچه هه با مامانش مي ره حموم. اونجاي مامانش رو مي بينه و مي پرسه؟ مامان اون چيه؟ مامانش مي گه: پيشي يه. يه روز ديگه، همون بچه با مادر بزرگش مي ره حموم و دوباره همون سوالو از مادر بزرگش مي پرسه؟ اونم مي گه: پيشي يه . بچه هه مي گه: چرا پيشي مامان تپله ولي مال شما لاغر و چروکيدست؟ مامان بزرگه مي گه: آخه پيشي مامانت، گوشت زياد مي خوره .