اینم چند تا جوک
................................................................
يک روز يه سوسک از سوراخ دستشويي مياد بيرون. از اون ميپرسند: چرا اومدي بيرون؟ ميگه: به اميد يه هواي تازه تر... گفتيم از رفتن و خونديم از سفر...!

................................................................
يک روز يه سوسک از سوراخ دستشويي مياد بيرون. از اون ميپرسند: چرا اومدي بيرون؟ ميگه: به اميد يه هواي تازه تر... گفتيم از رفتن و خونديم از سفر...!

دل من،دیگه بسه آخه اون که می خوای تو،دیگه نمی یاد
باید بدونی که یِه روزی دوباره اون اگه بیاد
اونوقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
دل من،این جوری،آخه تنها می مونی
دل من،غم تو، واسه من خیلی تلخه
می دونم تنهایی،آخه تنهایی سخته
دِلِ من،اگه ما ،عشقُ از سَر نگیریم
یه روزی منو تو،هر دو تنها می میریم
دل من دست بردار،اون دیگه نمی یاد.......
امیدوارم از نوشته های من خوشتون بیاد و راضی باشید.
راستی یکی از دوستان من که یکی از بازدید کننده های وب هم هست برام دو تا جوک فرستاده که میخوام بذارم تو وب بخونید ونظر بدین :
یه روز به یه ترکه میگن با گوهر جمله بساز ؟ ترکه میگه : توی «گو»هر موقع به من میرسی میگی با این کلمه جمله بساز .
........................................................................................
استاد دانشگاه از دختر دانشجو می پرسه چه عضوی از بدن انسان است که وقتی که تحریک میشه ۹ برابر میشه ؟ دختره یه چیزی به ذهنش میاد روش نمیشه بگه و میشینه سر جاش .پسر همکلاسیش یه اشاره ای به دختره میکنه و میگه اون چیزی که استاد گفت منظورش مردمک چشم بود اونی که شما فکر میکنی ۳ برابر میشه نه ۹ برابر
بچه ها شما چرا نمیرین اون یکی وب منو ببینید خوب شما ها نمیرید منم ذوقم کور میشه دیگه روش فعالیت نمیکنم برای خودم که توش عکس نمیریزم آخه خوب برید دیگه :
روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون امدن از سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد. ان گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر رسيدكه خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. ان شخص مصمم شد به پروانه كمك كند و با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بال هليش چروكيده بودند.ان شخص به تماشاي پروانه ادامه داد او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود و از جثه او محافظت كند .اما چنين نشد ! در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد و هرگز نتوانست با بال هايش پرواز كند . ان شخص مهربان نفهميد كه محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز ان را خدا براي پروانه قرار داده بود تا به ان وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امكان پرواز دهد .
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم .
اگر خداوند مقرر مي كرد بدون هيچ مشكلي زندگي كنيم فلج ميشديم به اندازه كافي قوي نميشديم و هرگز نمي توانستيم پرواز كنيم .
من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد تا قوي شوم . من دانش خواستم و خداوند مسايلي براي حل كردن به من داد . من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زور و بازو داد تا كار كنم . من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد تا انها را از ميان بر دارم .
من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم .
نترس با مشكلات مبارزه كن و بدان كه مي تواني بر انها غلبه كني .
![]()
وقتیکه من بزرگ شدم، شایدمعمار شوم
آنگاه تمامی جهان را همچون بامی بر فراز دستان توستون
خواهم کرد
وقتیکه من بزرگ شدم، شایدپزشک شوم
آنگاه با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت بر تمام دردهای
جهان و آنگاه به سلامتی شان با لب های تو بر گونه های
شادی تمام کودکان جهان بوسه خواهم زد
وقتیکه من بزرگ شدم، شایدیک روز با چتر گیسوان تو از
آسمان آرزوهایت پروازی کنم بر آستان زمین زمینی که
پای تو آنرا نگه داشته است و
آنگاه خواهم دوید تا مرزهای درونت و در پنهانترین
گوشه های جنگل سبز آغوش تو پنهان خواهم شد
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت
روز مادر بر همه مادران خوب مبارک باشه
جان لانگ هاوس ،صاحب مغازه ، با بياعتنايي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند .
زن نيازمند در حالي كه اصرار ميكرد گفت : «آقا شما را به خدا به محض اينكه بتوانم پولتان را ميآورم .»
جان گفت نسيه نميدهد .مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت : «ببين اين خانم چه ميخواهد خريد اين خانم با من .»
خواربار فروش گفت :لازم نيست خودم ميدهم ليست خريدت كو ؟
لوئيز گفت : اينجاست .
- « ليستات را بگذار روي ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستي ببر . » !!
لوئيز با خجالت يك لحظه مكث كرد، از كيفش تكه كاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت . همه با تعجب ديدند كفه ی ترازو پايين رفت .
خواربارفروش باورش نميشد .
مشتري از سر رضايت خنديد .
مغازهدار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ی ديگر ترازو كرد كفه ی ترازو برابر نشد ، آن قدر چيز گذاشت تا كفهها برابر شدند .
در اين وقت ، خواربار فروش با تعجب و دلخوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است .
كاغذ ليست خريد نبود ، دعاي زن بود كه نوشته بود
« اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري ، خودت آن را برآورده كن »
امام جمعه هم ولايتي هاي حسن آقا مي ره بالاي منبر و مي گه: مسئله انتخابات بحث ناموسي نيست که بشه براحتي از آن گذشت!!!
................................................................................

ديشب بياد تو
هفت اسمان را
به جستجوی ستاره ات بوييدم
سرت را روی شانه ام بگذار
ديگر برایت نه شمس می خوانم
نه حافظ نه سهراب
فقط تو
شعر تو را خواهم گفت
![]()
روی این لینک پایین کلیک کن و ببین :
اینم یه فلش دیگس که یکیرو آرایش میکنن جالب بیده :
راستی بچه ها نظر یادتون نره
اینم من که هی میگفتید نیستی .... ترانه
سن ?? سالگي: هر كي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليك سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه كاري و رنگ آميزي و ...!)
سن ?? سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودكشي كنن! ... شوخي هم ندارن!
سن ?? سالگي: نشستن و اشك مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (كوران حوادث!)
سن ?? سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي كنن!
سن ?? سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فكر مي كنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ?? سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه كور و كچلي مي گيره! مي دونم!
سن ?? سالگي: فقط ??-?? سالگي قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ?? سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلكرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ كه چي نباشه!)
سن ?? سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي كنن!
سن ?? سالگي: زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزي كه نرسيديم برسونه!
سن ?? سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد؟! ... هر كي مي خواد باشه ، باشه!
سن ?? سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ?? سالگي: آخيـــــــــــش!
سن ?? سالگي: كاش قلم پات مي شكست و خواستگاري من نميومدي!!!
خانمها لطفآ نظر............علی![]()
سوال 1 : اگه شما زن حامله ای رو بشناسين كه در حال حاضر هشت تا بچه ء كور و كچل معلول داره ، آيا موافقين اين خانم سقط جنين بكنه كه يه بچه ء ديگه به كور و كچلهای اين دنيای لعنتی اضافه نشه؟
در ضمن لازم به ذكره كه از هشت تا بچه ء اين عليا مخدره ء محترمه ، سه تاشون كر و لال هستن و دو تاشون هم نابينا هستن و يكيشون هم عقب افتادگی ذهنی داره و خود خانم هم مبتلا به سيفليس مزمن هست! ... به نظر شما بهتر نيست اين خانم جنين رو مسقوط كنه؟
حالا بذارين سوال دوم رو مطرح كنم...
سوال 2 : اگه قرار باشه از بين سه تا كانديدای زير برای رياست جمهوری يكی رو انتخاب كنين ، كدومشونه؟
الف - كانديدای اول با سياستمداران و سياست بازان حقه باز و بدكاره و لجاره و قالتاق و مفت خور و بدنام ، بده بستون داره و اهل فال بينی و پيش گويی و استخاره و اين مزخرفات هم هست... روزی 8 الی 10 ليوان مارتينی می خوره و هوف و هوف سيگار برگ می كشه
ب - كانديدای دوم تا لنگ ظهر می خوابه ، ترياك می كشه و هر شب نيم بطر ويسكی روانه ء خندق بلا می كنه
پ - كانديداری سوم يه قهرمان جنگه... گوشت نمی خوره ، سيگار نمی كشه... گاه گداری يه ليوان آبجو می خوره و اهل زن بازی و حقه بازی های ديگه هم نيست
شما كدوم يكی رو روانه ء كاخ رياست جمهوری می كنين؟
خب! حالا تا به جوابها برسيم من يه مدت مكث می كنم تا فكراتون رو بكنين...
..........................
...................
............
......
و اما توضيحات :
الف - كانديدای اول فرانكلين روزولت است (بود)
ب - كانديدای دوم وينستون چرچيل است (بود)
پ - كانديدای سوم آدولف هيتلر بود
در مورد سوال 1 هم اگه شما به سقط جنين اون عليا مخدره ء حامله جواب مثبت دادين ، از تولد بتهوون جلوگيری كردين!
نتيجه ء اخلاقی اينكه : زياد با فكر كردن خودتون رو خسته نكنين! خيلی وقتا چيزايی كه با تفكر ، صحيح تشخيص ميدين ، غلط ترين راه هستن
ترانه
..........................................................
اگه اینو داری میخونی ، یادت باشه به خاطر این نیست
که من فکر می کنم تو از من باهوش تری، OK؟
در ادامه این مطلب 4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم
پنجمی چیه؟
جواب: Nunu ?
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
اینو برای امتحان اونهایی که فکر می کنید باهوشند بفرستید.
فدای شما ...............ترانه
و صافکارش هم در اين نزديکياست:
بعد از اين چهارراهها، نبش آن برج بلند
اهل پاسدارانم
پيشهام الواطي است
گاهگاهي چرخکي ميزنيم، توي شهر، با بچه ها
تخته گاز ميگذريم از کوچه ها
تا دل همسايه مان آب شود
چه باحاله، چه باحاله .... ميدانم
بهتر از پيکان است
مرده شورش ببرند، باز باک اش خالياست..
.............بچه ها بالا خره امتحانا تموم شد... ایول......راحت شدیم
دوم اینکه این چند روز خیلی خسته شدم نمیدونم چرا ولی به حر حال بد نبود این علی هم که منو تنها گذاشته رفته شراغ کتاباش تا امتحاناشو بده منم شدم دست تنها امیدوارم با اینکه تنها بودم تونسته باشم مطالب خوندنی براتون بذارم تا حداقل استفاده ببرید من میخوام یه قسمت جدید هم تو وبمون بذارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
اگه گفتید اون چیه ؟ خودمم هنوز نمیدونم شما بهم چه پیشنهادی میکنید که من چی بذارم میخوام یه چیزی باشه که تا حالا تو وب نذاشته باشم هر چی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه ؟![]()
امروز هر چی خواستم یه مطلب بذارم ولی نمیدونم چرا نشد یعنی چیزی به ذهنم نرسید حداقل تونستم برای اون یکی وبمون یه چند تا عکس بریزم ولی نمیدونم اینجا چه مطلبی بذارم ![]()
به هر حال گفتم بیام اینجا حداقل اگه مطلبی به ذهنم نرسیده یه صحبتی با شما عزیزای گلم کرده باشم که اینقدر به ما لطف دارید راستی بچه ها شاید یه قسمت هم درست کنم که هر از چند گاهی بعضی از این کامنت های دوستامو بذارم تو وب به هر صورت که من خیلی دوستون دارم و خیلی خوشحالم که ما رو تنها نمیذارید
(تـــــــرانــــــــــــــــه)
(راستی بچه ها از دست علی ناراحت نباشید که نیست آخه امتحاناتش شروع شده)
آینده نزدیک!!!
امروزصبح هم مثل هرصبح دیگهای باصدای چهچه بلبلای عاشق ازخواب بیدار میشید.
قطرات شبنمی که طی شب گذشته روی گلبرگهای گلهای رز تشکیل شدن، با تابش اولین اشعه صبحگاهی میدرخشند.
وقتی به استخر وسط حیاط نگاه میکنید، از گلبرگهای رنگارنگی که روی آب با آرامش شناورند و با تلاطم ناشی از پرتاب سیبهای سرخ به این ور و اونور میرن به وجد میایید.
بعد از شستن صورتتون با آب استخر، صورتتون رو با هوله خشک نمیکنید تا نوازش نسیم صبحگاهی رو روی صورتتون بیشتر احساس کنید.
موقع صبحونه همه چی روی میز صبحانه برای شما و سایر آحاد جامعه آمادست: شیرقهوه، نسکافه، کلهپاچه با آبپرتقال و حتی پنیرخامهای و شکلات صبحانه.
چون دیگه مبارزه با فرهنگ اسراف کاملاً تو جامعه نهادینه شده، هرچی رو که رو میز هست، تا ته میخورید.
با کمال آرامش برای رفتن به سر کار آماده میشید و در حال حرکت به سمت لباسهاتون، چندبار چشماتون رو میبندید و دستاتون رو باز میکنید و چرخ میزنید.
رادیو پیام رو روشن میکنید و این ترانه رو میشنوید « مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا...»
لباسهاتون همه تمیز و مرتبه و کفشاتون هم طوری برق میزنه که شما رو از داشتن آیینه بینیاز میکنه.
باز هم با دیدن مجموعه عطر و ادکلون و اسپری، همون سردرگمی هر روزه برای انتخاب به سراغتون میاد. (چه گیجشدن لذتبخشی ...)
موقع خارج شدن از منزل، یه نگاه به اتومبیلتون که تازگیا زیاد مورد بیمهریتون قرار گرفته میکنید و بهش میگید :«وقتی با وسائط نقلیه عمومی با آسودگی و سه سوت میرسم سرکار، احتیاجی به تو ندارم که حضورت در خیابون هم باعث مصرف بنزین بیشتره و هم حقوق سایر شهروندا رو با ایجاد ترافیک پایمال میکنه»
تا به ایستگاه اتوبوس میرسید، اتوبوس مثل همیشه دقیقاً سر موقع میرسه، و شما امروز دیگه به خودتون قول دادید که زودتر از بقیه، بهشون «صبحبخیر» بگید.
بقیه مسیر رو هم تا رسیدن به محل کارتون با «مونو ریل» طی میکنید و از اون بالا با دیدن مردمی که یه روز دیگه رو با طراوت و جنب و جوش آغاز کردن، لذت میبرید.
امروز توی اداره، دوتا اتفاق قرار بیوفته، یکی جشن تولد یکی از همکاراتونه که رئیس اداره بعنوان کادو براش یه خودروی ملی خریده و یکی هم اینکه قراره این ماه بخاطر تراکم مالی شرکت، پاداشا رو زودتر بدن.
دارید با خودتون فکر میکنید که کدوم یکی زودتر اتفاق میوفته که یهو یه صدایی میگه «مرد، بسه دیگه، پاشو... چقدر میخوابی». چشاتون رو باز میکنید و میبینید که اون روز صبح چون استثنائاً بلبلا آواز نخوندن، خانمتون از خواب بیدارتون کرده، فقط همین.
نتیجهگیری اخلاقی: زندگی انقدر شیرین و خوب شده که حتی شبا هم خواب اتفاقای روزانه رو میبینید.
عشق را ،
با تمام وجود فرياد خواهم زد
تا به دنيا ثابت كنم،
"تمام مسيرها به طرف مشترك مورد نظر
اشغال نميباشد"!!!!
آرزو كردن با انسان و به آرزو رسيدن با خداست.
كسي كه با افكار عالي و خوب دمسازند، هرگز تنها نيستند.
اگر بر ناتوان خشمگين شوي ، دليل بر اين است كه قوي نيستي .
اگر همه آرزوها بر آورده شود، هيچ آرزويي برآورده نميشد.
مقام عالي انسان در برابر شماست ، آن را به دست آوريد.
ادب خرجي ندارد ولي مي تواند همه چيز را خريداري كند.
براي آن كس كه ايمان دارد، ناممكن وجود ندارد.
ذهن خود را از نتوانستن ها خالي كن.
پرسش هاي ما افكار ما را ميسازد.
شجاعت مانند عشق از اميد تغذيه ميشود.
وجدان خداي حاضر در انسان است.
از انديشه ها وآرزوهاي ديگران، براي موفقيت خود كمك بگيريد.
زندگي بدون عشق، چون زيستن در تاريكي مطلق است.
آنچه به پرودگار مديونيم ، دوست داشتن ديگران است.
سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند.
راستی بچه ها ریاست جمهوری جدید رو به همتون تسلیت میگم غم آخرتون باشه ![]()
![]()
۱- مایلیکهن مجددا سکان هدایت تیم ملی را در دست خواهد گرفت.
۲- نام پیتزا دربدر از این به بعد به دیزی سرای شلمچه تغییر نام داده میشود.
۳- از ۲۰۰ متر مانده به اداره یا شرکت مسیر باید بصورت سینه خیز طی شود تا افراد در هنگام حضور در محل کار به اندازه کافی خاکی باشند.
۴- آهنگهای موبایل باید تلاوت یکی از سورههای جزء سیام قرآن باشد.
۵- از این به بعد سر کلاسهای زبان باید این آهنگ خوانده شود (با ریتم سوی دیار عاشقان خوانده شود)
everybody esteme'o, everybody estame'o...
We are going to
۶- حضور آقایان و خانمها در خیابانها فقط به ترتیب در روزهای زوج و فرد میسر خواهد بود.
۷- اجازه ساخت آپارتمان در صورتی صادر خواهد شد که طبقه اول حسینیه باشد.
۸- از سخنان امام جمعه بعد از هر خطبه امتحان بعمل خواهد آمد و ۳۰٪ نمره کنکور سراسری دانشگاهها را نتایج این امتحان تشکیل خواهد داد.
۹- ناهیان از منکر اجازه دارند کراوات افرادی را که کراوات میبندند تا حد خفگی بکشند و ول کنند و این کار را به کرات تا توبه کردن فرد ادامه دهند.
۱۰- خون رانندگانی که از چراغ قرمز رد میشوند بر نیروی انتظامی حلال است.
۱۱- کسانی که ریش آنها کوتاه است تا رسیدن طول آن به ۱۰ سانتیمتر در بازداشت به سر خواهند برد.
۱۲- حکم کسانی که از آب برای شستن جوراب استفاده کنند در حکم محاربه با امام زمان خواهد بود.
۱۴- مراسم پرفیض دعای کمیل در طول روز به دفعات برگزار خواهد شد.
۱۵- مردم موظفند آنقدر عبادت کنند تا آنجا که آیهای از طرف باریتعالی نازل شود به این مضمون که «تو رو من (خدا) بسه دیگه، مگه شما خونه زندگی ندارید.»
۱۶- جاده ابریشم طوری تغییر داده میشود که قسمتی از آن از مسیر حرکت امام زمان گذر کند تا قسمتی از این مسیر ابریشمین!!! گردد.
۱۷- تمام سفرهای توریستی به خارج از این پس به بازدید از مناطق جنگی تغییر پیدا خواهد کرد.
۱۸- توریستهای خارجی تنها در صورتی اجازه بازگشت به کشورشان را خواهند داشت که بتوانند نهجالبلاغه را بصورت برعکس حفظ کنند.
۱۳- از کسانی که نتوانند خانواده خود را از نظر مالی تأمین کنند تقدیر بعمل خواهد آمد.
۱۹- ۹۳٪ حقوق بالای ۱۲۰ هزار تومن بعنوان مالیات کسر خواهد شد. (شایان ذکر است ۷٪ بقیه بابت بیمه کسر میشود)
۲۰- عبارت «وحدت حوزه و دانشگاه» از این پس به «غلبه حوزه بر دانشگاه» تغییر نام خواهد داد.
ای بابا عجب تو مخمصه افتادیم ها
اگه احمدی نژاد انتخاب بشه این اتفاقات هم میفته :
۱- سیستمعامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده میشود (توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجرهها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)
۲- با نصب نرمافزارهای جدید کلیه رایانهها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown میشوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمانهای اطراف منجر خواهد شد.
۳- نصب پیامبر (messenger سابق) روی رایانهها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
۴- پیامبر شما علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز برخوردار باشد.
۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.
۶- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.
۸- بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
۹- در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمیباشد.
۱۱- برای ارتباطات بین شبکهای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و بهیچ وجه نباید از ارتباطات بیسیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره میشوید.
۱۲- کلیه کافینتها موظف به تغییر نام خود به «چایشبکه» هستند.
۱۳- استفاده کنندگان از اینترنت فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایتها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بیربط) مجوز داشته باشند.
www.chafie.org ، www.khaki.com و www.president.man(توضیح اینکه .man مخفف نام و نام خانوادگی یکی از شخصیتهای محبوب مردم است که به تازگی دامنههای .ir به این دامنه تغییر یافتهاند.)
(صدور مجوز برای هر سایت با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل میگردد)
۱۴- در هنگام مشاهده سایت، ابتدا باید یک flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.
۱۵- فونت لینکها حتماً باید کوفی باشد.
۱۶- بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین» استفاده شود.
پس همگی باید از بد و بدتر یکیرو انتخاب کنیه همه در روز ۳ تیر در
پای صندوق رای به هاشمی رای خواهیم دارد
بچه ها شما چرا به وب دیگه من و علی سر نمیزنید مارو دوست ندارید هان بگید که دروغه بگید که من وعلی رو دوست دارید مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینم آدرسش دوباره براتون مینویسم من منتظرما اونجا ببینمتون :
http://picturerain.mihanblog.com
راستی بچه ها من قالب وب عوض کردم الان دیگه راحت باز میشه
برین حتما ببینین چون خیلی توپ شده
ما منتظرتونیم ..... ترانه
۱.آنچه جذاب است سهولت نیست ُ دشواری هم نیست ُ بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
۲.اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام میدادید ُ همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه میگرفتید .
۳.ما زمان را تلف نمیکنیم ُ زمان است که ما را تلف میکند .
۴.افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ُ بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام میدهند .
۵.هر کس آتچه را که دلش خواست بگوید ُآنچه را که دلش نمیخواهد میشنود .
۶.کسی که به امید شانس نشسته است ُ یالها قبل مرده است .
۷.اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید آنها جلوی شما را خواهند گرفت .
جوانانی که در نظام جمهوری اسلامی ايران متولد شده اند، تاثير گذارترين گروه اجتماعی در نتيجه انتخابات هستند.
جوانان و ستادهای تبليغاتی
اتومبيل هايی که برچسب هايی با نام HASHEMI به زبان انگليسی رويشان چسبانده شده، به سرعت از پيچ خيابان ايران زمين در شمال غربی تهران بالا می روند. اتوموبيل های مدل بالا آنگاه در کنار مجموعه ورزشی ايران زمين که يکی از ستادهای انتخاباتی هاشمی رفسنجانی است توقف می کنند.
بيشتر کسانی که در اين ستاد مشغول به کار هستند، جوان هستند، لباس هايی با مدل غربی پوشيده اند و موهايشان را به سبک باب روز آرايش داده اند.
جوانانی که پوشش و ظاهرشان در سالهای اخير با معيارهای جمهوری اسلامی ناسازگار دانسته می شد، در تبليغ نامزدهای انتخاباتی حضور و فعاليت دارند |
محمد، يکی از جوانانی که در اين ستاد فعال است، عکس ها و برچسب هايی از هاشمی به دست دارد و ميان اتوموبيل هايی که از کنار ستاد می گذرند، توزيع می کند. برخی از اتوموبيل ها قبل از آن که به محل ستاد برسند شيشه های خود را بالا می کشند تا عکس يا برچسبی دريافت نکنند، اما برخی نيز با روی گشاده خواهان گرفتن برچسب ها هستند.
اما محمد تنها به کسانی برچسب می دهد که در کنار ستاد توقف کنند. آنگاه او دوستانش را فرا می خواند تا اتومبيل را آنگونه که خود می خوانند، "اسپرت" کنند. منظور آنها را از "اسپرت کردن"، تزئين و چسباندن برچسب های تبليغاتی بر روی سراسر بدنه و شيشه های اتوموبيل است.
سه دختر که آرايشی غليظ بر چهره دارند، توقف می کنند تا محمد و دوستانش اتوموبيل آن ها را "اسپرت" کند. صدای بلند موسيقی غربی از درون اتوموبيل به گوش می رسد. دوستان محمد به سرعت، اتوموبيل پژو ۲۰۶ دودی رنگ را محاصره می کنند و مشغول چسباندن برچسب ها روی کاپوت و عقب پژو می شوند، محمد نيز از فرصت استفاده می کند و با دخترها گپ می زند.
آن سو تر دو دختر که مانتوهايی تنگ با رنگ های روشن سبز و سفيد به تن دارند، محمد را با ناسزا خطاب قرار می دهند. آنها فرياد می زنند که اين آزادی ها "موقتی" است. محمد با پوزخند جوابشان را می دهد. اتوموبيلی ديگری جلوی محمد توقف می کند. قبل از اين که محمد به او برچسب دهد، مرد ميانسال به تاسف سری تکان می دهد و می گويد برايت متاسفم. محمد نيز بلافاصله می گويد: "آن موقعی که انقلاب کرديد بايد تاسف می خوردی."
عليرضا. ت می گويد: "ستاد آقای کروبی ۲۵۰ هزارتومان برای يک ماه می دهد و در ستاد آقای هاشمی از رقم ۴۰۰ هزار تومان برای يک ماه صحبت می شود. اگر هم کارمان مطلوب باشد، شايد يک سکه هم پاداش بگيريم."
محمدرضا که همزمان در چند ستاد تبليغاتی کار می کند می گويد: "برای من فرقی نمی کند که در کدام ستاد کار می کنم، مهم پول است."
"نسيم" نام ستاد نسل سومی های مصطفی معين است. جوانان عضو اين ستاد با پوشيدن کاورهای قرمز رنگ به تبليغات می پردازند.
با آغاز تبليغات انتخاباتی در بهار امسال چهره پايتخت جمهوری اسلامی تغيير يافته است |
نسيم م يکی از دختران "نسل سومی" عضو ستاد است. او ميان سرنشينان اتوموبيل ها پوستر پخش می کند واز آنها می خواهد که به معين رای بدهند. نسيم می گويد: "اگر محافظه کاران برنده انتخابات شوند، همين آزادی نيم بند را از دست می دهيم."
گرچه بيشتر جوانانی که عضو ستاد تبليغاتی مصطفی معين هستند، انگيزه های متفاوت سياسی و اجتماعی برای شرکت در انتخابات دارند، اما به نظر می رسد انگيزه های جوانان عضو اغلب ستادهای انتخاباتی بيشتر مادی است.
جوانان وشعارهای انتخاباتی
نامزدهای رياست جمهوری اغلب در شعارهای خود، جوانان را مخاطب قرار می دهند.
معضل بيکاری باعث شده تا جوانان برای آن که در آينده کاری در يکی از سازمان های دولتی بيابند در ستادهای تبليغاتی عضو شوند. گروهی نيز به درآمد خوب تبليغات برای نامزدها اشاره می کنند.
............................................................................
آدرس وب دیگمون :
http://picturerain.mihanblog.com
برین حتما ببینین چون خیلی توپ شده
ما منتظرتونیم ..... ترانه
عکسای بیشتری براتون میزارم...حالشو ببرید
اینجا ستاد انتخاباتی...خیابان فرشته است...حتما یه سری برین چون آبمیوه مجانی میدن!!!!!!!
راستی یادم رفت کارت اینتر نت هم میدن..........
(گول این عکس ها با این ژستای طرفداراش رو نخورید)







طرفدارا رو حال کردین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاگردي از استادش پرسيد: ? عشق چيست؟?
استاد در جواب گفت: ? به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟?
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: ? چه آوردي؟?
و شاگرد با حسرت جواب داد: ? هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.?
استاد گفت : ? عشق يعني همين!?
شاگرد پرسيد: ? پس ازدواج چيست؟?
استاد به سخن آمد كه: ? به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!?
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: ? به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.?
استاد باز گفت: ? ازدواج يعني همين!!? 